تبلیغات
پاتوق وبلاگ نویسان شهرستان بویراحمد - جسد دختری که بعد از سالها سالم مانده ( زندگینامه برنادت مقدس)

پاتوق وبلاگ نویسان شهرستان بویراحمد
 
من روستایی ام

امروز میخواهم درمورد دختری بنویسم که هرگاه به یاد او می افتم پاکی ومعصومیتش همانند دیگر بانوان مقدس جهان من را به آرامش فرا میخواند دختری که با دین وآیین ما دختران مسلمان هر چند فاصله دارد اما از مرتبه ایمان وتقوا از بسیاری مقدس نماها بالاتر است !!

برنادت سوبیرو ، مقدسه شهر لورد فرانسه است . دختربا تقوایی که بانویی مقدس (حضرت مریم ) را رویت می کرد و از طرف او پیامهایش را به مردم میرساند . و به دستور بانو چشمه آب شفا بخشی جاری کرد که تا به امروز بسیاری  بیمار لاعلاج و صعب العلاج را شفا داده است . وی در 35 سالگی در اثر سل استخوان جان سپرد..عده‌ای به او ایمان آورده و عده‌ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف‌های برنادت که از طرف آن بانوی مقدس (مریم مقدس) بیان می‌کرد به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می‌نمود. برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در  در سن ۳۵ سالگی در اثر سل استخوان  از دنیا رفت.

بدن او راپس از سالها نبش قبر کردند وبا کمال حیرت دیده شد که بدنش سالم مانده است واین خود گویای ایمان قوی اوومقام رفیعش در نزد خداوند بود وی چندین  سال بعد از مرگش از طرف کلیسا به عنوان قدیس حامی بیماران، خانواده و فقرا پذیرفته شد.

 


 

 

زندگی نامه   برنادت سوبیرو:

 

برنادت سوبیرو (به فرانسوی:Marie-Bernarde Soubiroux ‏) در ژانویه ۱۸۴۴ ـ ۱۲۲۳ ه.ش ـ در روستای لورد در جنوب فرانسه به دنیا آمد. او بزرگترین فرزند خانواده  فقیر خود بود.او 6 برادر ودوخواهر داشت

پدر او آسیاب آبی را اداره می‌کرد که در کنار یک جوی آب زلال بود که آبش سرانجام به درون رودخانه گیو (Gave) می‌ریخت. قحطی و فقر و روزگار سخت وضع آنان را بد کرده  و مجبور کرده بود در یک اتاق به نام کاچوت  که یک سلول زندان بی استفاده پلیس بود ، ساکن شوند. این اتاق هنوز هم در شهر لورد هست .

او دختری بسیار مهربان و باتقواوبی ریا بود

 

 

تنها3  تن از خواهران وبرادران او به سن 10 سالگی رسیدند وبقیه درگذشتند اما برنادت به این جریان به عنوان حکمتی از خداوند وهدیه ای از طرف او میدانست به گفته خودش :

« این ورودها از بهشت و بازگشت زود هنگام دوباره به سوی آسمان ، اعضای خانواده ما را به هم پیوند داده بود و ما با عشق و صفا و شکیبایی روزگار می گذراندیم . من هرگز شاهد مشاجره والدینم نبوده ام . آنها همیشه با هم صمیمی و دوست بودند . دوران کودکی من با بی خیالی و آسودگی سپری شد چون پدرم یک آسیابان بود .»

در سن چهارده سالگی برای اولین بار حالت شهود به او دست می‌دهد و طبق گفته خودش "یک خانم کوچک و جوان" را در تو رفتگی تخته سنگی می بیند. این تجربه ۱۸ بار دیگر برای او تکرار می‌شود. در دیدارهای بعدی عده‌ای از مردم هم با او می‌رفتند ولی گویا دیگران چیزی نمی دیدند.

در همان مکان امروز مجسمه‌ای از مریم مقدس قرار داده شده است. آن خانم جوان از برنادت می خواهد که به مدت ۱۵ روز به همان مکان برود. برنادت تنها او را "خانم" صدا می‌کرد ولی مردم شهر گفتند که او مریم مقدس بوده است.دربعضی ازاین دیدارها به گفته خود برنادت بانواو را به عالمی دیگر میبرده :

« ...  بانو ظاهر شد و مرا به عالمی برد که در آنجا زبان ، زبان دعا و تسبیح است و محیط ، آکنده از هوای بهشتی...»



نبش قبر برنادت :

دوستان برنادت  مصرانه می خواستند که برنادت تقدیس شود و لقب مقدسه بیابد . اما یک مانع محکم سر راهشان بود . مادر وازو کدبانوی دوران نوآموزی برنادت !کسی که دائم برنادت راتحقیر میکرد ونمیتواست بپذیرد که دختری جوان بتواند به این مقام وشهود برسد وی برنادت را دروغگو میپنداشت وحتی در بیماری برنادت به او گفته بود اگر تاصبح نمیرد لباس راهبه اش را پاره میکند ودور می اندازد ....

دو سال بعد از مرگ برنادت ، مادر وازو این زن قدرتمند و ترسناک ، مقام ارشد راهبه ها را کسب کرده بود . او نتوانسته بود برنادت را با قالب یانسن گراییJansenistic خود تطبیق دهد . و حالا هم نمی توانست نجوای خدا را از زبان مردم  بشنود . او قبلا هر گونه یادآوری و صحبت در مورد رویت های برنادت را ممنوع کرده بود و حالا هم تقدیس او و حرف و حدیث پیرامون این قضیه را ممنوع می کرد برنادت روزی به او گفته بود مرا اینقدر تحقیر نکنید و او با تندی تشر زده بود که باید تا فرا رسیدن مرگم صبر کنی . از عمر خواهر وازو یک ربع قرن باقی مانده بود . او در سال 1907 در لورد درگذشت .

دو سال بعد ، خواهر جوزفین فوریستر Josefine Forrestier نهضت تقدیس برنادت را بنا نهاد .

(در ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹ ـ ۱۲۸۸ ه.ش ) به عنوان بخشی از اقدامات رسمی تقدیس ، برنادت بعد از سی سال از مرگش درنزد تعدادی ازماقامات  نبش قبر شد و تابوتش بازگشایی شد . صلیب دستش زنگ زده بود و لباس راهبگی اش مندرس شده بود . اما خود برنادت کاملا و به زیبایی سالم و پاک باقی مانده بود . چنین به نظر می رسید که او فقط آرمیده است و کمترین اثری از بوی نامطبوع به مشام نمی رسید .

 بدنش را شستند ، لباس مجدد بر تنش کردند و دوباره به خاک سپرده شد.

بار دوم ، در ۳ آوریل ۱۹۱۹ ، بدن او مجدداً از قبر درآورده شد . باز هم بدنش سالم مانده بود . در ۱۹۲۵ ، بدن او برای بار سوم از قبر درآورده شدودوباره آزمایشات بر روی  او انجام شد بازهم پزشکان تایید کردند که او سالم است وهیچ اثری از بوی بدویافساد  در او مشاهده نمیشود

در 8 دسامبر 1933 ، پاپ پیوس ششم برنادت را قدیسه کلیسای کاتولیک اعلام کرد . روز عید تقدیس او را 18 فوریه در نظر گرفتند . همان روزی که مریم مقدس به او قول شادمانی ابدی داده بود نه در این دنیا که در دنیای دیگر پاپ  دو روز عید دیگر هم برای او در نظر گرفت . یکی 16 آوریل سالگرد فوتش و دیگری 11 فوریه . روزی که مریم مقدس برای اولین بار از بهشت قدم به ماسابیل گذاشت تا برنادت را ببیند .

یک تابوت کریستالی برای برنادت مقدس تهیه شد . او در صومعه گیلدارد مقدس در کلیسای نورز جایی که وی به مدت  13  سال در آنجا زندگی کرده بود منتقل شد . وی در معرض دید عموم قرار گرفت  یک خواهر مقدس و یک کشیش به بازدید کنندگان خوشامد گویی می کردند و در مورد زندگی برنادت و پیامهای مریم مقدس با آنها صحبت می کردند .

 

 

. بدن او اکنون در کلیسای سنت برنادت در [Nevers] محل زیارت مؤمنان کاتولیک است. بدن او ، با عمر بیش از ۱۳0 سال ، هنوز دست نخورده است.گفته میشودکه  جسم این بانوی مقدس تا به امروز در یک تابوت شیشه ای در شهر نورز فرانسه نگهداری می شود.

 

درروزاو صدهاهزارتن جمع میشوند که نزدیک به 10 هزار نفر از آنها بیمارانی هستند که روی صندلی چرخدار یا مستقیما روی بستر در مراسم مذهبی لورد شرکت می کنند. آنها جمع میشوند تا شفا بطلبند.

سالانه 6 میلیون نفر از شهرک لورد در فرانسه ( در جنوب غرب تولوز) زیارت می کنند.گفته میشود که این مقدس ترین مکان مذهبی برای مسیحیان کاتولیک در اروپاست.

بر اساس نوشته روزنامه گاردین 7000 نفر ادعا کرده اند که شفا گرفته اند. کلیسا تنها 66 مورد را رسما به عنوان شفای معجزه آسا پذیرفته است. 2500 مورد هم از نظر علمی توضیح ناپذیر اعلام شده است.

من به درست و نادرست این خبرها کاری ندارم. اما این واقعیت که دهها هزار نفر در یک مکان مذهبی جمع می شوند که گروهی از آنها سخت بیمارند و برای شفا و معجزه آمده اند انکار کردنی نیست.

 جمعیت کثیر مردم برای زیارت برنادت

 

 

به گفته یکی از زیارت کننده گان وی :

ما لذت را هنگامیکه برنادت را در زیارتگاهش دیدیم  حس کردیم و چشیدیم . چشمانش بسته بود اما او آنجا بود دست نخورده و سالم . بله همان صورتی که نور خیره کننده و اسرار آمیز بانوی قدیس  بر روی آن تابیده بود ، صورتی که انوار راز آلود باکره مقدس بر روی آن منعکس شده بود ! سالم و دست نخورده بود . آن لبهایی که با مریم مقدس سخن گفته بود سالم و پاک باقی بود . آن دستهایی که توسط دستان مریم مقدس به طرف چشمه ماسابی هدایت شده بود که برای ما با زحمت حفر کند و با خاک مقدس ماسابی خراشیده شود تا برای ما چشمه معجزه آسای توبه را جاری کند .

بله همان پوست لطیفی که با خاک مقدس ماسابی خراشیده شد الان اینجاست سالم و پاک . سالم و دست نخورده . قلبی به وسعت اقیانوس با آن همه مهربانی که در عشق مسیح و مادرش می تپید و برای گناهکاران در سراسر عالم طلب بخشایش می کرد سالم و درست اینجاست . انگار که او فقط به یک خواب آرام فرو رفته است و منتظر است که یک فرشته از بهشت او را بخواند تا دوباره بر روی پاهایش برخیزد . چقدر آرام و زیبا آرمیده است این فرشته ! بله خداوند نخواست که او به تمامی از میان ما انسانهای فلک زده برود . برادران و خواهرانش را که به خاطر آنها جان خود را داد ترک نکند . بله او هنوز در میان ماست .برنادت سوبیرو !

 

این واقعیت که بدن برنادت در طول این همه سال ، سالم و درست باقیمانده لزوما معجزه نیست . این واقعیت به خوبی شناخته شده که اجساد در انواع به خصوص خاک به درجات مختلفی شروع به تجزیه و از هم پاشیدن می کنند و ممکن است به تدریج مومیایی شوند . ولی به هر حال در مورد برنادت این مومیایی شدن  به طرز عجیبی حیرت آور است . بیماری او و وضعیت بدنش در هنگام مرگ و رطوبت زیرزمین دیر جوزف  مقدس  قاعدتا باید باعث پوسیدگی گوشت و بدن وی می شده است ( لباسهای رهبانیت برنادت مرطوب بود و تسبیح دستش زنگ زده بود و صلیب تسبیحش در اثر رطوبت سبز رنگ شده بود ) .

 

انگیزه من در نوشتن زندگی نامه این دختر به دلایل زیراست:  

1- مهمترین انگیزه من پاسخ به یاوه گویان مسلمانی  است  که نه تنها خود را بالاتر از بقیه میدانند بلکه پارا فراتر نهاده  وبه تمسخر ادیان آسمانی  دیگر میپردازند وپیروان آنها را مجوس وکافر میخوانند کسانی که به نظر من فقط نام مسلمان را با خود یدک میکشند واز دین اسلام بچزنماز وروزه  ظاهری چیزی بلد نیستند

درزندگیم بارها با این انسانها روبرو بود ه ام به نظر من انتقاد سازنده وتوهین دو مقوله بسیار متضاد همدیگرند وکسی حق ندارد به دیگری توهین کند 

2- پاسخ گویی به کسانی که زندگی طولانی امام زمان (عج) را امری نشدنی فرض میکنند وزندگی وجوانی امام را منکر میشوند وفراموش کرده اند که خداوندی که قادر است جسدی را جوان وسالم نگه دارد برایش کاری ندارد که انسانی را عمر طولانی عطا کند

3- علاقه بسیار من به این دختر

 برای کسانی که به خدا ایمان دارند هیچ توضیحی لازم نیست و برای کسانی که به خدا اعتقاد ندارند هر

توضیحی ناکافیست.

تا به امروز ، بدن برنادت مقدس ، سرچشمه ژرف الهام و معماییست در مورد راههای عجیب و خارق العاده خدا .

 

 

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آبان 1394 توسط روح الله اخلاقی